المحقق النراقي

491

خزائن ( فارسى )

كه چون اكسير شريعت بر اين صفات طرح كنند همهء صفات حميده پديد آيد لهذا فرمود « إنى أعلم ما لا تعلمون » . كيمياگرى شرع نه آن است كه اين صفات را به كلى محو كند چه آن نقصان است برخى از فلاسفه اينجا به غلط افتادند خواستند محو كنند نشد ، نقصان پذيرفت و آن باعث نقص مرتبه انسانيت شد . خاصيت كيمياگرى شرع آن است كه اين دو صفت چون اسب رام كند كه هر جا خواهد براند و چون به تصرف اكسير شرع اين دو صفت به اعتدال رسيدند كه در خود اين صفات تصرفى ننمايند إلا به شرع در نفس صفات حميده پديد آيد و از مقام أمارگى به مقام مطمئنگى رسد ، روح شريف قطع منازل علوى و سفلى نموده به معارج اعلى عليين قدم نهد ومستحق خطاب « ارجعى الى ربك » گردد . و بالجمله نفس را در پرواز به عالم اعلى به دو شهپر هوا و غضب احتياج است و ليكن بايد نفس مطمئنه شود و روى اين دو صفت را بعلو كند تا مطلوب حاصل شود ، چون هوا رو به عالم علو نهد همه عشق و محبت گردد ، و چون غضب قصد علو كند همه غيرت و عزم و همت شود و نفس به عشق و محبت روى به حضرت حق كند و به غضب در هيچ مقام توقف نكند و به هيچ چيز سر فرود نياورد و پيش از اين در عالم ارواح اين دو آلت را نداشت ، چون ملائكه به مقام خويش راضى بود و به مشاهده شمع جمال قانع « و ما منا إلا له مقام معلوم » و جبرئيل مىگفت « لو دنوت أنملة لا حترقت » و چون پدر روح به ما در عناصر جفت شد دو فرزند هوا و غضب كه اول جهول و دوم ظلوم است پديد آمدند قابل تجاوز از مقام خود و به يارى اين دو سركش ظلوم وجهول صاحب غيرت و همت و محبت خود را پروانه صفت بر شمع احديت زدند و باك از احتراق نكردند . نكته‌اى از بعضى عرفا * نكتة : بعضى از اهل عرفان گفته‌اند در بيان تصفيه دل بر قانون شريعت